post
من ماندم و حلقه طنابی در مشت با رفتن تو به زندگی کردم پشت بگذار فردا برسد می شنوی دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت
[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:00 | ارسال نظر(0) |
لــبــخــنــد بـــزن…!
عـــکــاس مـــدام ایــن جــمـــلــه را تــکـــرار مـــی کــنـــد…
اصـــلا بــرایـــش مـــهـــم نــیـــســـت،کـــه در وجـــودتــ…
حــتـــی یـــک بــهــانــه بــرای لــبــخــنـــد نــیـــســـتــــ…
[+] نوشته شده توسط mahkum در 18:59 | ارسال نظر(0) |
یه وقتایی، یه حرفایی، چنان آتیشت میزنه که دوست داری فریاد بزنی، ولی نمیتونی! دوست داری اشک بریزی، ولی نمیتونی! حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه! تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه، به این میگن “درد بی درمون”
[+] نوشته شده توسط mahkum در 18:59 | ارسال نظر(1) |
قصه رفاقت....
قصه سنگ های کنار ساحله....
یکی یکی اون ها رو جمع میکنی...
بعدش یکی یکی پرت شون می کنی تو دریا...
اما بعضی وقتا سنگ های قیمتی گیرت میاد
که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی
وبرای خودت همیشه نگاه می داری!!!!!!!!!
[+] نوشته شده توسط mahkum در 12:50 | ارسال نظر(0) |
[+] نوشته شده توسط mahkum در 12:48 | ارسال نظر(0) |
خدایا… دستم به آسمانت نمی رسد… اما تو که دستت به زمین می رسد… “بلندم کن “
خدایا…
دستم به آسمانت نمی رسد…
اما تو که دستت به زمین می رسد…
“بلندم کن “
[+] نوشته شده توسط mahkum در 12:46 | ارسال نظر(0) |
[+] نوشته شده توسط mahkum در 16:31 | ارسال نظر(1) |
[+] نوشته شده توسط mahkum در 20:45 | ارسال نظر(0) |
خـــدای خــــوبــــم…!!
خطا از مــن است…!!
می دانـــــــم…!!
از من که سالهاست گفته ام…!!
* ایاک نعبد *…!!…
اما به دیگران هم دلسپرده ام…!!
… از مـن که سالهاست گفته ام…!!
* ایاک نستعین*…!!
اما به دیگران هم تکیه کرده ام…!!
اما رهایــم نـــکن…
[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:45 | ارسال نظر(0) |
[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:44 | ارسال نظر(0) |
صفحه قبل1...8586878889...164صفحه بعد
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید