post

قصه رفاقت....
قصه سنگ های کنار ساحله....
یکی یکی اون ها رو جمع میکنی...
بعدش یکی یکی پرت شون می کنی تو دریا...
اما بعضی وقتا سنگ های قیمتی گیرت میاد
که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی
وبرای خودت همیشه نگاه می داری!!!!!!!!!
برچسبها:
[ دوشنبه 17 شهریور 1393 ] [ 12:50 ] [ mahkum ]
[
ارسال نظر(0)
]
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید