نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





post

jاهای تویی که بین من وزندگیم جدایی انداختی به خدا واگذارت کردم


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:31 | ارسال نظر(0) |







post


این روزها می گذرند….

ولی من به این سادگی

از این روزهای تلخ نمی گذرم...

با خود می اندیشم واژه ی عذر خواهی گاهی چه غریب است و چه بی رحم ...

گاهی نیز مرحمی بر قلب های غریب...

این روزها میگذرد....


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:29 | ارسال نظر(0) |







post

من همان دخترک غم زده ی دیروزم

 

 


من همان کودک بی تاب برای بودن

 

 


که دلش را در اندوه به زنجیر کشید

 

 


وبه اندازه ی دل رنج کشید

 

 


وبه اندازه ی بی معرفتی دردکشید 

 


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:28 | ارسال نظر(0) |







post

 

 


یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم

 

 



یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی

 

 

 


تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:28 | ارسال نظر(0) |







post

سیــــــــــر شدم …

 


 بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم!
 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:27 | ارسال نظر(0) |







post

  تنهایی یعنی یه وقتهایی هست میبینی فقط خودتی و خودت!

 

 

رفیق داری ولی

 

 

 همــــــــدرد نداری!

 

 

خانواده داری

 

 

حمــــــــایت نداری!

 

 

عشق داری…
 
 

تکیـــــــــه گاه نداری!

 

 

مثل همیــــشه….
 
 

 

همه چــــــی داری…
 

 

 
و هیـــــچی نداری!


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:27 | ارسال نظر(0) |







post

 غیرتی شدن ب هارتو پورت کردن و گیر دادن وجاسوسی کردن نیست

 

 

غیرت ینی زن مورد علاقت هیچ وقت احساس تنهایی و بی پناهی نکنه..



[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:27 | ارسال نظر(0) |







post

این روز ها هر جایی را که نگاه میکنم پر است از آدم های  بی وجود

 

 


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:26 | ارسال نظر(0) |







post

بفهم لعنتی

 

 

دارد ناز تورا میکشد

 

 

دختری که از غرور، خورشید هم ب گرد پایش نمیرسد...

 



[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:26 | ارسال نظر(0) |







post

 فقط 1000 تومانــــــــــــــــ . . .

 


دختــــری پشــت یکــ1000 تومانـــی نوشـــته بود:

 


پــدر معتادم برای همین پولی که پیش توســـت یک شــب مرابــه دست صاحبــخانــه مان سپــرد!

 

 

خدایا چقــــدر میگیری؟

 


که بگــذاری شــب اول قبــر قبل از اینکــه تــو ازم سئـــوال کنـی من ازت بپرســـم :

 


چــــــــــــــــــــــــ ـــــــــرا؟؟

 


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:25 | ارسال نظر(0) |



ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید