نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





post

 

یِــ ـ ـک کـ ـ ـآغَـذِ سِـ ـ ـفـیـد... 

 

یِـ ـ ـک قَـ ـ ـلَمـِــ مِـشـ ـ ـکـےِِِ...

 

یِـ ـ ـک دُنـیـ ـ ـآ حَـ ـ ـرفِــ نـآگُـ ـ ـفـ ـ ـتِـه ... 

 

    یِـ ـ ـک دَسـ ـ ـتِــ مُـ ـ ـنـتـَظِـ ـ ـر... 

 

یِـ ـ ـک عـ ـ ـآ لَـ ـم اَشـ ـکِــ خُـشـ ـکــ شُـدِه... 

 

  اَمـ ـآ مُـ ـشـکِـ ـ ـل جـآےِِِِِِ دیـ ـگَـریـسـ ـ ـتــ ! 

 

کـ ـ ـآشـ "بـ ـ ـودےِِِ"... 

 

  هَـ ـ ـمه چـ ـیـز هَـ ـ ـستــ !!

 

  جُـ ـ ـز.... "تـ ـ ـ ــــو" 

 

 


[+] نوشته شده توسط mahkum در 20:51 | ارسال نظر(0) |







post

 

با تمام دنیا قهـ ــ ــرم...

 

اما تو اگــــر صدایــــم کنی...

 

بر میگردم و با همان حماقــت میگویم...


جــــــــــــــــــ♥ـــــــــــــــانم؟

 


[+] نوشته شده توسط mahkum در 20:48 | ارسال نظر(0) |







post


[+] نوشته شده توسط mahkum در 20:48 | ارسال نظر(0) |







post

تنها ادامه می دهم در زیر باران

حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم

میخواهم تنهایی ام را به رخ این هوای دو نفره بکشم

ببار باران من نه چتر دارم نه یار

•


[+] نوشته شده توسط mahkum در 12:32 | ارسال نظر(0) |







post

• دمش گرم ، باران را می گویم ، به شانه ام زد و گفت : خسته شدی ، امروز تو استراحت کن ، من به جایت می بارم •


[+] نوشته شده توسط mahkum در 12:30 | ارسال نظر(0) |







post

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست *

عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود

* سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او *

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای *

جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای *

 

نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی

* خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن

* مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو … من نیستم

* گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم *

سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی

* عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم

* کردمت آوارهء صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد

* سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت *

روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی

* مطمئن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود

* مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم


[+] نوشته شده توسط mahkum در 12:29 | ارسال نظر(0) |







post

دلم گرفته از گذر ثانیه ها...

از پنجره ای که باز می شود به آسمانی ابری...

دلم گرفته از دفتری که پر شده و خودکاری که دیگر جوهر ندارد

دلم گرفته از این شهر شلوغ که مردمانش تنهایی می تراوانند

دلم گرفته از غم،اشک ،تنهایی

وباز دست بغض میفشارد گلویم را

وباز صدای هق هق گریه هایم میشکاند سکوت این اتاق را...

باز...


[+] نوشته شده توسط mahkum در 12:23 | ارسال نظر(0) |







post



♥♥وبلـــــــــــاگ عـــــــــاشــــقـــــانـــــــه♥♥

 

 

یادته یه روزایی یه دونه سیگار روشن میکردی یه پک تو میزدی یه پک من؟

حالا تو نه ولی من به یاد اون روزا سیگارامو نصفه میکشم...!

تاريخ جمعه 10 مرداد 1393برچسب:,
 
ساعت 12:11 نويـسنده شیرین| نظر بدهيد |

 

به سلامتیه پسری که

باوجوداینکه دوس دخترش

لباشودراختیارش قرارداده بود

پیشونیه عشقشوبوسید...


[+] نوشته شده توسط mahkum در 12:20 | ارسال نظر(0) |







post

من یـــه دختــرم. . .
دخترانه نــازمیکنم ودخترانه حسادت میکنم!
منم لیلای عشـــق...
دخترانــه میخندم پس اگر مرا خندان دیدی برچسب هرزگی برپیشانی ام نزن...
آری مـــن همان دختــریم که عشوه هایم برباد میدهد غرور مردانه اتـــــ را....


[+] نوشته شده توسط mahkum در 14:58 | ارسال نظر(0) |







post

چه ها گفتندو نشنیدم

بدی کردندو بخشیدم

دلم از آدمابشکست

ولی من باز خندیدم

سکوتم حرف ها دارد

ولی چشم دهان بستم

جفا کردند وفا کردم

ببین ای خوب دیروزی

کجابودم کجاهستم!!!


[+] نوشته شده توسط mahkum در 14:52 | ارسال نظر(0) |



صفحه قبل1...114115116117118...164صفحه بعد

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید