post
دلم گرفته از گذر ثانیه ها...
از پنجره ای که باز می شود به آسمانی ابری...
دلم گرفته از دفتری که پر شده و خودکاری که دیگر جوهر ندارد
دلم گرفته از این شهر شلوغ که مردمانش تنهایی می تراوانند
دلم گرفته از غم،اشک ،تنهایی
وباز دست بغض میفشارد گلویم را
وباز صدای هق هق گریه هایم میشکاند سکوت این اتاق را...
باز...
برچسبها:
[ جمعه 10 مرداد 1393 ] [ 12:23 ] [ mahkum ]
[
ارسال نظر(0)
]
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید