post

شب اول قبر

میگن شب اول قبر خدا می پرسه :

وقتی همسایه ات گرسنه بود تو کجا بودی!؟

وقتی دوستت کفش نداشت تو کجا بودی و خلاصه از این سوالا...

 

ولی من

میخوام سرمو بندازم پایین با خجالت بگم:

خدا جونم خودت کجا بودی !؟

بهش بگم وقتی کمر این همه جوون زیر این مشکلات خم شد تو کجا بودی!؟

وقتی هزارتا دختر به خاطر گشنگی و مریضیه خانوادشون فاحشه شدن تو کجا بودی!؟

اونروزی که با زندگی و آیندمون بازی کردن تو کجا بودی؟

وقتی خیانت عشقمو دیدم زجه زدم تو کجا بودی!؟

وقتی شبا بابام از خستگی نا نداشت تو کجا بودی؟

وقتی حاجیات مکه و کربلا رو بارها و بارها زیارت و سیاحت می کردن ولی کودکان زیادی از گرسنگی جان میدادن تو کجا بودی؟

خدایاااا...

توی این دنیا خیلی عذاب کشیدیم

شب اول قبرمون به حرمت این همه عذابی که کشیدیم و هیچی نگفتیم ...

خواهشا سکوت کن..!!

مثل روزایی که باید تو دهن خیلیا میزدی اما سکوت کردی...



برچسب‌ها:
[ شنبه 11 بهمن 1393 ] [ 19:35 ] [ mahkum ] [ ارسال نظر(0) ]