نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





post

مـــی آیـــی ،
نـئـشه مـــی شــــوم !
مـــی روی ،
خـُـــــمــار !
مــــرا بــه تـــختـه ی چـشــمـانــت ببــــند !
تــَـــرکـــَــم بـــــده !


[+] نوشته شده توسط mahkum در 11:06 | ارسال نظر(0) |







post

میگویند دلتنگ نباشم

خدای من...

انگار به آب میگویند خیس نباش


[+] نوشته شده توسط mahkum در 11:04 | ارسال نظر(0) |







post

کـــاش یکـــی پـیـــدا میـشــــد کـــه

وقـتـــــی میـدیـــد گـلـــوت ابــر داره

و چـشــمـــــات بـــارون،

بـــه جـــای اینـکــه بپــرســـه"چـتـــــه؟"

"چـیــشــــده؟"

بغـلــــت کـــنـه و بـگــــه “گــــریـه کــــن”


[+] نوشته شده توسط mahkum در 11:04 | ارسال نظر(0) |







post

خداوندا

آغوشت را امشب به من میدهی؟

برای گفتن چیزی ندارم

اما برای شنیدن حرف های تو

گوش دل بسیار دارم

میشود من بغض کنم؟

تو بگویی مگر خدایت نباشد که اینگونه بغض کنی

میشود من بگویم "خدایــــا"

تو بگویی "جان دلم"

میشود بیایی؟؟؟

میشود مرا در آغوش بگیری؟؟؟

میشود خدایا؟؟؟


[+] نوشته شده توسط mahkum در 11:03 | ارسال نظر(0) |







post

اگه یه دنیا هست که تو براش یه آدمی

پس یه آدم هست که تو براش یه دنیایی


[+] نوشته شده توسط mahkum در 11:03 | ارسال نظر(0) |







post

من  

یکیو دارم حتی اگه هر روزم باهاش حرف بزنم بی قرار صداشم....!

یکیو دارم شده همه هستیم

وجودم "عمرم"دارو ندارم....!

یکی که بهم فهموند میتونم عاشق شم.....!

آهااااااای یکی یدونه خودم با دنیام عوضت نمیکنم.بوسه


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:04 | ارسال نظر(0) |







post

عاشقم.........

اهل همین کوچه ی بن بست کناری

که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی

تو کجا؟

کوچه کجا؟

پنجره ی باز کجا؟

من کجا؟

عشق کجا؟

طاقت آغاز کجا؟

تو به لبخند و نگاهی

من دلداده به آهی

بنشستیم

تو در قلب و

من خسته به چاهی.........

گنه از کیست؟

از آن پنجره ی باز؟

از آن لحظه ی آغاز؟

از آن چشم گنه کار؟

از آن لحظه ی دیدار؟

کاش می شد گنه پنجره و لحظه و چشمت

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب

تو را تنگ در آغوش بگیرم...................


[+] نوشته شده توسط mahkum در 19:03 | ارسال نظر(0) |







post

نگران نباش برو

من تنها نیستم

تنهایی هست ، دلتنگی هم قول آمدن داده

غروب هم هست

من می میرم ، تو برو نگران من نباش...


[+] نوشته شده توسط mahkum در 11:37 | ارسال نظر(0) |







post


صبح زودتر از عشقت بیدار بشی 
بعدش صبحونه درست کنی بیدارش کنی 
بهش بگی عشقم گرسنش نیس 
پاشو دیگه تنبل
اونم بگه عه ولم کن خوابم میاد 
تو هم بگی باشه 
بعد بری یه پارچ آب بیاری خالی کنی رو سرش 
اونم شاکی بشه و بیفته دنبالت 
تو هم بری تو اتاق و درو ببندی 
ولی زورت نرسه و یهو در باز بشه و کتک هاشو نوش جان کنی 
بعدم باش قهر کنی و سه روز حرف نزنی
اونم واسه آشتی کردن بیاد منتتو بکشه تو هم قبول کنی امااااا
فردای اون روز دوباره بیدار نشدنش همانو پارچ آب روی سرش همان 
عجب روزی بشه اون روز خخخخخخخخخخخخ


[+] نوشته شده توسط mahkum در 11:37 | ارسال نظر(0) |







post

 
 

چه قشنگه…
شب عروسی،عشقت همون پسریه که همه زندگیته همونی که همیشه نازتومیکشید
حالاکنارت واستاده ی کت شلوارخوشگل هم تنش کرده
اینقدرخوشتیپ شده ک دلت میخادتافردانگاش کنی……
باورت نمیشه داری خانوم خونش میشی….
دستتومیگیره میاد درگوشت میگه خوشگل نرقص میترسم خانوممو بدزدن…
بهش میگی تاوقتی اقای خوشتیپم اینجاس کسی جرات نمیکنه نزدیکم بشه…


[+] نوشته شده توسط mahkum در 11:36 | ارسال نظر(0) |



صفحه قبل1...6364656667...164صفحه بعد

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید